محمد علی جمالزاده درباره رنگ عوض کردن افراد چاپلوس می نویسد:
یکی از شاعران دربار ناصر الدین شاه ، شوریده شیرازی یا فصیح الملک بودکه محروم از بینایی بود، اما ذهنی روشن داشت و فی البداهه شعر میگفت. وی به ناصر الدین شاه به تهران می آمد و سه سال می ماند، ولی روزی هوای شیراز به سرش می زندو شرفیاب می شودتا برای مراجعت به شیراز اجازه بگیرد. ناصر الدین شاه از وی می پرسد که چرا میخواهد تهران را ترک کند. شوریده جواب می دهد: سلطانم ما پنج نفر رفیق بودیم و با هم عهد بستیم که زن نگیریم، ولی آنها عهد را شکستند و زن گرفتند، من هم باید این عهد را بشکنم
ناصر الدین شاه وی طلب شعری فی البداهه کرد و شوریده شعری سرود ، ناصر الدین شاه از حاضر جوابی و سرعت او در شعر گفتن خیلی خوشش آمد و به این مناسبت لقب فصیح الملکی به او ارزانی داشت و دهی از دهات فارس را به عنوان تیول به شاعر واگذار کردکه بولنجان نام داشت
در همین جلسه شاه در حالیکه قدم میزده است میگوید: تو که نابینا هستی سعی کن زن زشت بگیری ، والا اگر زن خوشگل بگیری طعمه دیگران خواهد بود، زیرا زن های افراد چشم دار اگر خوشگل باشند قسمت دیگران می شوند چه برسد به تو که نابینایی
شوریده پس از شنیدن سخن سلطان، رو به رجالی که حضور داشتند کرد و با لهجه شیرازی گفت : چشم دارها ، می شنوید که اعلیحضرت همایونی چه میفرمایند؟
ناصر الدین شاه قدری به فکر فرو رفت و سپس رو به شوریده کرد و گفت : مثل اینکه به ما هم زدی!
شوریده گفت : خیر قربان ، فرمایش اعلیحضرت را به چشم دارها ابلاغ کردم!

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    تماس با ما: 02188537383