پتر اول امپراتور روسیه که روس ها کبیرش میخوانند ، امپراتوری ظالم و قسی القلبی بود. بیشتر مورخان عقیده دارند که او از دوران کودکی آزار و اذیت مردم را دوس میداشت. در زمانی که وی نوجوانی بیش نبود، خواهرش سوفیا قدرت را در دست داشت وی در تربیت برادرش کوشش زیادی نیمکرد و در مقابل حرکات زشت وی آرام و خونسر بود.
در سال 1682، پتر گروهی از شاگرد آشپز ها و جوانان خارجی را که همسال او بودند دور خود جمع کرد و به عنوان بازی ، گروه باصطلاح رزمنده ای را ترتیب داد. این فوج به تدریج افراد بیشتری را به خود جلب کرد . افراد این گروه رزمنده جز آزار مردم کار دیگری نداشتند و هر چند گاه یکبار به روستاها و قلعه ای حمله میبردند و به عنوان بازی روستائیان را که مشغول کشاورزی بودند مجروح میکردند. حتی در چند حمله عده ای از روستائیان هدف تیرهای نوجوانان همبازی پتر قرار گرفتند و به قتل رسیدند.
سرانجام روستائیان و ساکنان قلعه ها به سوفیا خواهر پتر و فرمانروای روسیه شکایت بردند. سوفیا پس از شنیدن شکایت روستائیان و مخصوصا شکایت همراه با آه و زاری بازماندگان مقتولان، با خونسردی گفت: چه میشود کرد؟ طفل است بازی میکند
آری این خونسردی و بی تفاوتی در تربیت پتر اول سبب شد که او مردی قسی القلب و ظالم بار بیاید تا آنجا که در زمان امپراتوری خویش حتی پسر خود را بیرحمانه در زیر شکنجه کشت.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    تماس با ما: 02188537383